گفتگوی تفصیلی| امامی: حیاتی ترین شاخص بازگشت نشاط سیاسی کشور «جوان گرایی» است/پیرسالاران به دانشگاه برگردند- اخبار سیاسی – اخبار تسنیم // ایران وب

به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری تسنیم، این روزها مردم در مورد «جوان گرایی» زیاد می شنوند. در خصوص دعوت سیاسیون برای شرکت آنها در انتخابات تا لیست هایی که کم کم رنگ ظهور پیدا می کنند و اغلب ادعای جوان گرایی را در میان نام های خود دارند. مردم می گویند چطور اعتماد کنیم؟ می گویند جوانی که تا به حال تجربه اداره یک نهاد رسمی یا کلان را نداشته، حالا  چطور می تواند یک مملکت را اداره کند؟ جامعه ایران این روزها با یک تکانه جدید مواجه هست چرا که تا به حال حتی در قاب تلویزیون کمتر شاهد یک مدیر، نماینده و یا حتی رئیس جمهور جوان بوده است. به همین خاطر بسیار طبیعی است که مواجهه اش با جوان گرایی هم با امید همراه باشد و هم با بیم. خبرگزاری تسنیم در ادامه پرونده جوان گرایی این بار به سراغ بیم ها و امیدهای مردم ایران در مواجه آنها با جوان گرایی رفته است و به همین خاطر برای بررسی بیشتر این موضوع پای صحبت های مجید امامی عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع)،‌ پژوهشگر اجتماعی و مدرس نظریه فرهنگی اجتماعی غرب، سیاست گذاری فرهنگی و ارتباطات سیاسی نشستیم.

متن پیش رو مصاحبه ما با این پژوهشگر و مدرس دانشگاه است که می خوانید:

تسنیم: با توجه به شرایط فعلی مردم و جامعه، چیزی که برای اکثر مردم روشن است عدم معرفی یک دولت مطلوب و تراز انقلاب برای جامعه ایران توسط همه دولت هاست. گویا مردم به نحوی دچار یک عدم اعتماد یا حتی امید برای محقق شدن وعده هایی هستند که روزی نزدیک به انتخابات از نامزد مورد علاقه خود شنیده بودند. آنها امروز با جریان جدیدی تحت عنوان جوان گرایی رو به رو هستند که نمی دانند آیا بهتر از مدیران پیری که بر سر کار هستند عمل خواهد کرد یا خیر؟ با توجه به این شرایط، آینده اداری-سیاسی کشور چه خواهد شد؟

امامی: من به عنوان یک جامعه شناس معتقدم که شرایط فعلی کشور دچار کاهش ملموس سرمایه اجتماعی به جز هویت ملی است. یعنی ما در اکثر مولفه های سرمایه اجتماعی شاهد یک روند نزولی به جز هویت ملی هستیم. طبعا استواری هویت ملی و شاکله آن موجب شده که علی رغم تکانه های موجود همچنان سنگ زیرین آسیاب انسجام اجتماعی ما،‌ هویت ملی باشد. وگرنه وقتی از مردم در خصوص اعتماد نهادی، امید به بهتر شدن اوضاع در سالهای آینده نسبت به امروز، رضایت از سازمان ها، دولت ها،‌ وزارتخانه ها و بعضی از مولفه های امنیت اجتماعی و امید به یک آینده بهتر سوال می کنیم و کنش های مجازی آنها در شبکه های اجتماعی می بینیم، وضعیت خوبی را مشاهده نمی کنیم. به طور مشخص در حالتی قرار داریم که جامعه نگران است.

*نخبگان سیاسی نتوانستند تجاربشان را  در نسل بعدی باز تولید کنند

حتی می توانم بگویم در خصوص این شرایط بین مفهموم نا امید و نگران تفاوت وجود دارد، به همین خاطر جامعه ایران نا امید نیست، بلکه نگران است. گاهی نگرانی خود را در قالب نا امیدی نشان می دهد و پیمایش های مختلفی این وضعیت را ثابت می‌کند. احساس ناکارآمدی دولت‌ها در ابعاد مختلف غیر از تامین امنیت مرزی و بازدارندگی نظامی طی پنج سال گذشته در سایر موضوعات یا ایستا بوده یا کمتر شده است. ویژگی دومی که در آن قرار داریم ناکارآمدی نسلی و بینا نسلی نخبگان سیاسی است. به اعتقاد من نخبگان سیاسی نتوانستند رویکردها و تجاربشان را به طور مشخص در نسل بعدی به مثابه یک گروه، ‌حزب، تشکل و صنف شناسنامه دار باز تولید کند. به طور مثال ما اصلاح طلب جوان زیر 45 سالی که بتوانیم روی آن برای مدیریت کشور حساب باز کنیم نداریم،‌ همانطور که اصول گرایی با این شرایط نداریم. در واقع شبه احزاب به دلایل مختلف نتوانستند به خودشان امتداد نسلی دهند.

نخبگان سیاسی نتوانستند رویکردها و تجاربشان را به طور مشخص در نسل بعدی به مثابه یک گروه، ‌حزب، تشکل و صنف شناسنامه دار باز تولید کند. به طور مثال ما اصلاح طلب جوان زیر 45 سالی که بتوانیم روی آن برای مدیریت کشور حساب باز کنیم نداریم،‌ همانطور که اصول گرایی با این شرایط نداریم.

 

 

در دولت فعلی نیز به خاطر فشارهایی که روی آن بود، شاهد حضور یک وزیر جوان و نهایتا دو سه رئیس سازمان بوده ایم؛‌ وگرنه حتی شاهد حضور یک استاندار جوان در این دولت نیستیم. منظورم فردی در بازه سنی بین 40 تا 45 سال است. ویژگی سومی که در آن هستیم و ما را به شدت به واسطه انتخابات پیش رو تحت شعاع قرار داده، توهم ناکارآمدی جمهوری اسلامی است که ربطی هم به سرمایه اجتماعی ندارد. هر جناحی که برای اداره جمهوری اسلامی روی کار آمد،‌ وضع ما بهتر نشد و حالا با چالش های بی پاسخی که برای مردم باقی مانده است مواجه هستیم.

تاکید می کنم این ویژگی، تصوراتی است که در افکار عمومی موج می زند، مخصوصا در طبقه متوسط شهری و می دانید که بخش مهمی از سرنوشت انتخابات را همین طبقه رغم می زند. دو قطبی شدنی که در جامعه وجود دارد یعنی یک سوء طرفداران نظام و سوی دیگر کسانی که از نظام خارج می شوند این وضعیت را تشدید می کنند. منظور از خارج شدن، خروج امنیتی نیست بلکه منظور خارج شدن فکری و تصوری است. عده ای هستند که دیگر به کارآمدی نظام امیدی ندارند. اما در مقابل کسانی که به کارآمدی کاملا معتقد هستند تنها به بخشی از آن معترض هستند. به همین خاطر ما در حوزه های مختلف فرهنگی کشور شاهد دو قطبی هستیم. به قول هیرشمن اگر غیر وفاداران معترض نتوانند بمانند و نهاد اعتراض خشکیده شود، به سمت خروجی ها و خارجی شدن می روند. این خروج تبدیل به شرایطی می شود که می بینیم برخی می گویند من دیگر رای نمی دهم، من هیچ امیدی ندارم و هیچ مشارکتی برای بهبود شرایط انجام نخواهد داد.

من معتقدم این دولت به شدت سرمایه های اجتماعی را کاهش داد و جالب اینجاست که خودش برای اولین بار در سال 92 اولین پیمایش سرمایه اجتماعی در ایران انجام داد. در ماجرای انصراف از رایانه علی رغم ورود رئیس جمهور به این مساله، ‌بخش بیشتر رای دهندگان به رئیس جمور که طبقات متوسط رو به بالا بودند، از یارانه اعلام انصراف نکردند و این یک پدیده در جامعه شناسی فرهنگی-سیاسی ایران محسوب می شود که چرا آنها اعلام انصراف نکردند؟ مگر قلب شما برای منتخبتان نمی تپد؟ این بازتاب ها نشان می دهد که رای به دولت فعلی یک رای سلبی بوده،‌ آن هم به خاطر نیامدن فرد یا گروهی که آنها را اصلا قابل تحمل نمی دانسته است. بزرگترین رای سلبی در تارخ جمهوری اسلامی رایی بود که در دولت یازدهم به نامزد موفق داده شد و انصافا در حد خودش توانست بخشی از فرآیند گردش نخبگان را در کشور محقق کند.

*انتظار حل همه مشکلات را نداشته باشیم

در این شرایط ما نیازمند یک تکانه مثبت در شرایط اجتماعی- فرهنگی جامعه هستیم. این تکانه بدین معناست که اولا انتظار حل همه مشکلات را نداشته باشیم چون مورد بی میلی مردم قرار خواهد گرفت. زیرا مردم می دانند که این حجم از مشکلات یک شبه و با یک دولت قابل حل نیست. نکته دوم اینکه اعتراض درعین وفاداری به جمهوری اسلامی را نهادینه کنیم. ما بتوانیم به مدیران و قوانین رویه موجود اعتراض داشته باشیم و به دنبال بهبود آن ها باشیم. به عبارت دقیق تر گام اول را برداشتیم، اما می خواهیم گام دوم را به شکل دیگر برداریم. وفاداری به گام قبلی و اعتراض به تکرار در گام دوم مانند گام قبلی چیزی است که در این راه باید متذکر شویم. همچنین آنچه از پیام رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب می فهمیم این است که بگوییم می خواهیم این گام را متفاوت برداریم.

اساسا جریان اصلاح طلب نیز به خاطر مشکلاتی که دچارش شده، نتوانست همچین ایده ای را در ایران تئوریزه کند. اما در گفتمان گام دوم که رهبر حدود 5 سال است آن را شروع کرده اند و امروز به آن رسمیت بخشیده اند،‌ وفاداری به گام اول و اعتراض به کندی های و یکسان انگاری های در گام دوم به درستی قابل مشاهده است. این تفاوت کجا خود را نشان می دهد؟ به نظر من این تفاوت یک سطح و یک عمق دارد. سطحش نخبگان و کارگزاران سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هستند، یعنی کسانی که می توانند گام دوم را راهبری کنند و عمق آن شامل تحولات ساختاری، قانونی، فکری و فرهنگی در جمهوری اسلامی است. این عمق متضمن این سطح است. اگر به این سطح بپرداریم می توانیم به سمت این عمق برویم. به طور مثال نظری که رهبری در خصوص اصلاح بخشی از قانون اساسی دارند جز تغییرات عمقی محسوب می شود؛ اما آیا می شود بدون پرداختن به تغییرات سطحی به اصلاح و تغییرات عمقی رسید؟ یکی از تغییرات سطحی تجدید نظر در مورد نخبگان سیاسی، اداری، حاکمیتی و موتور پیش رونده اجرا و قدام در کشور است.

*تنها راهبرد برای اجرای گام دوم و تحقق رویکردهای آن،‌ جوان گرایی است

حتی اگر هزینه فایده کنیم و فرض بگیریم که در  زمان کوتاه، مدیران و نخبگان جوان به خاطر نقص هایی که در تعهد و تخصصشان وجود دارد، مانند مدیران پیر هستند حتما به خاطر انرژی که جوان در نظام آزاد می کند؛ گزینه جوان گرایی ارجحیت دارد. به نظر من تنها راهبردی که برای گام دوم و تحقق رویکردهایی که در گفتمان آن نهاده شده وجود دارد،‌ جوان گرایی است. این جوان گرایی در تمامی سطوح از نهادهای انتخابی تا انتصابی وجود دارد. فلواقع دوگان نظام باید به سمت دو گان پیر و جوان برود. اینکه می گوییم چرا جوان مومن حزب اللهی، دلیل مهمش این است که چون خرده گفتمان جوان گرایی در سطح جامعه این باور را دارند که گویی پیران وفاداران به نظام اند و جوانان مشکوک اند و وفادار به نظام نیستند، باید در این خصوص شفاف سازی بیشتری کرد.

جوان گرایی در تمامی سطوح از نهادهای انتخابی تا انتصابی وجود دارد. فلواقع دوگان نظام باید به سمت دو گان پیر و جوان برود. اینکه می گوییم چرا جوان مومن حزب اللهی دلیل مهمش این است که چون خرده گفتمان جوان گرایی در سطح جامعه این باور را دارند که گویی پیران وفاداران به نظام اند و جوانان مشکوک اند و وفادار به نظام نیستند، باید در این خصوص شفاف سازی بیشتری کرد.

 

 

 

به عقیده من دو گان اصلی آینده ایران این است، اما از جانب مردم نیز باید به این مساله پرداخت. تنوع احزاب، رنگ های سیاسی و حتی مخالف خوانی های یک جریان علیه یک جریان دیگر برای مردم رنگ باخته است. در واقع مردم به شرایطی رسیده اند که نسبت به کسی که بیشتر تخریب و فحاشی کند رای نخواهند داد. در انتخابات گذشته ما ناگهان شاهد بودیم که برای تامین رای؛ دو گان امنیتی و اعدام کار درمقابل حقوق دادن مردم گرا مقابل هم قرار دادند و جواب هم گرفتند. حتی این دسته از تخریب ها و پروپاگانداها دیگر نمی تواند مشکل سبد رای جناح های موجود در کشور را حل کند؛ لذا چیزی که می تواند مثل یک تکانه وارد نظام آگاهی مردم شود ماجرای جوان گرایی است.

تسنیم: اعتماد مردم با چه چیزی دوباره جلب خواهد شد؟ آیا برای کسب این اعتماد همان رویه قدیمی شعار علیه یکدیگر جواب خواهد داد؟ امروز اکثر جامعه شناسان سیاسی از رکورد سیاسی در میان مردم ایران صحبت می کنند، اما بررسی ها نشان می دهد مردم هر کجا جوانی را در سمت اجرایی و مدیریتی دیده اند واکنش های مثبتی نسبت به آن نشان داده اند آیا می توان این واکنش مثبت را استقبال مردم از جوان گرایی تلقی کرد؟

امامی: ما در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری پیش رو با دو گان پیران و جوانان رو به رو خواهیم بود و چیزی که می تواند نا امیدی مردم را از جریان های موجود از بین برد جوان گرایی است. چرا که جریان ها و شخصیت های سیاسی گذشته مثل محمود احمدی نژاد، محمد خاتمی و … امتحانشان را پس داده اند. چیزی که می تواند مثل شوک در شرایط رکود سیاسی فعلی باشد ظهور یک جوان است. یعنی شاهد این باشیم که در یک طرف یکی دو جوان و در طرف دیگر دو سه پیر بالای شصت سال حاضر شوند. در این حالت باید این نکته را یادآور شد که شعارهای آنها علیه یکدیگر، اقبال مردم را جلب نخواهد کرد، بلکه ویژگی جوان و پیر بودن آنها موثر خواهد بود. جامعه رای دهندگان به واسطه جوانی نامزدها می تواند دوباره به گروه های سیاسی برگردد و دوباره به نظم سیاسی انتخابات آری بگوید.

مشکل ما گفتن آری جامعه به نظم سیاسی انتخابات است، چرا که انتخابات یک نهاد برای چرخ نخبگان است که حتما ایراداتی نیز دارد. اما جامعه باید به آثار منفی و مثبت خود تن در دهد. زمانی این این اتفاق رخ خواهد داد که جامعه با گزینه های جوان مواجه شود. زیرا در این صورت احساس خواهد کرد که ریل کشور از گام اول به گام دوم منتقل می شود.

*آلترناتیوی برای جریان‌های سیاسی موجود و مدعی وجود ندارد

چیزی که الان شاهد آن هستیم این است که تقریباً آلترناتیوی برای جریان‌های سیاسی موجود و مدعی وجود ندارد یا اگر در مورد نامزد آینده ریاست جمهوری صحبت می‌شود، باز بالای 60 تا 65 سال سن دارند. این شرایط برای حرکت نظام ونشاط سیاسی کشور آسیب زا است. حتی در یک رویکرد سلبی مردم یک رئیس جمهور بالای 60 سال رأی دادند اما الان ماجرا این نیست که مردم دنبال سلب یا ایجاب باشند بلکه شرایط دچار یک رکود سیاسی است. پس الان باید به دنبال عوض کردن ریل بود، که به نظر من این ریل«جوانگرایی» است. البته وقتی از جوانی حرف می‌زنیم منظورمان نفی شاخص‌های تعهد و تخصص نیست. اما جوانگرایی به عنوان حیاتی ترین شاخص بازگشت نشاط سیاسی به کشور است.

الان ماجرا این نیست که مردم دنبال سلب یا ایجاب باشند بلکه شرایط دچار یک رکود سیاسی است. پس الان باید به دنبال عوض کردن ریل بود که به نظر من این ریل«جوانگرایی» است. البته وقتی از جوانی حرف می‌زنیم منظورمان نفی شاخص‌های تعهد و تخصص نیست. اما جوانگرایی به عنوان حیاتی ترین شاخص بازگشت نشاط سیاسی به کشور است.

 

 

 

*مردم نمی توانند ادامه داشتن این شرایط را تحمل کنند

بخشی از حال جامعه در حالی خوب خواهد شد که رئیس جمهور آینده ایران ماکسیمم 45 سال داشته باشد. بخشی از کشورهای اروپایی در شرایط خاص سیاسی به این سمت می‌روند که گفتمان سازی رجال و نخبگان را ایجاد کنند و این فضا را فراهم سازند که وزیر یا نخست وزیر رنگین پوست باشد. یا جزء میان سالان و پیران نباشد و شرایط نشاط جامعه را احیا کند تا جامعه سرمایه اجتماعی خود را بازسازی کرده و اصلاحات واقعی و رشد حقیقی به آن بازگردد. من جوان گرایی را تنها راه حل سیاسی در آینده نظام می‌دانم. اگر ما این کار را نکنیم با یک انتخابات بسیار راکد مواجه خواهیم شد که این قضیه افق بسته‌ای خواهد داشت. راه حل سوم این است که ما بگوییم شرایط فعلی ادامه پیدا کند. یعنی دولتی که پیرسالار است و انرژی برای حرکت ندارد به کارش ادامه دهد اما ادامه این شرایط می‌تواند ممتنع باشد یعنی شاید مردم نتوانند این شرایط را ادامه دهند.

الگوسازی از حضور جوانان در حاکمیت و روسای اجرایی، اداری و سیاستی کشور از نهادهای انتصابی رهبری شروع شده است. آغاز این ماجرا از انتصاب آقای شب زنده دار به عنوان فقیه شورای نگهبان بود درحالی که متوسط سنی شورای نگهبان بالاست.

 

 

الگوسازی از حضور جوانان در حاکمیت و روسای اجرایی، اداری و سیاستی کشور از نهادهای انتصابی رهبری شروع شده است. آغاز این ماجرا از انتصاب آقای شب زنده دار به عنوان فقیه شورای نگهبان بود درحالی که متوسط سنی شورای نگهبان بالاست. در حقوقدان‌ها، ائمه جمعه و روسای سازمان‌ها نیز شاهد این جوانگرایی از سوی رهبر هستیم. در نهادهای انتخابی ماجرا پیچیده است چرا که منتخب مردم هستند زیرا مردم با توجه به شرایط خاص تکنیک‌های تبلیغاتی و سابقه افراد رأی می‌دهند. اگر معیار سابقه را جدی بگیریم، جوانان سابقه‌ای ندارند. اما اگر بگوییم پیرها پشت جوانان خواهند بود و آنها را حمایت می‌کنند و بعدها جوانان مدیون این بازنشسته‌ها یا ورشکسته‌ها شوند؛‌ در این خصوص همیشه می‌گویم ورشکسته ها باید سر زندگی‌شان بروند و زندگی خود را بکنند اما بازنشستگان باید در اندیشکده‌ها، هیئت مدیره‌ها و مجامع مشورتی حضور پیدا کنند و از تجاربشان به نیکی استفاده شود.

تسنیم: منظور از جوان گرایی که رهبر در بیانیه گام دوم انقلاب به عنوان یک مساله مهم بر روی آن تاکید کردند به گفته خود ایشان به منزله پیر زدایی نیست. به نظر شما مدیران پیر جامعه ما چه نقش موثری برای روی کار آمدن جوانان خواهند داشت؟

*پیرسالاران باید به دانشگاه بازگردند و تجارب خودشان را متواضعانه در اختیار اساتید جوان بگذارند

امامی: اگر حمایت پیران از جوانان به گونه‌ای باشد که این حمایت ظاهرسازی باشد و بعدها دوباره خودشان سرکار بیایند این یک آسیب خواهد بود. اما بهترین حالت این است که نظام در مجموع، یک تبعیض مثبت برای جوانان قائل شود. یعنی نهادهای انتخابی باید جوانانی  زیر 45 سال را که تعهد و تخصص دارند به کار گیرند. در اوایل انقلاب کسانی که مسئولیت‌های اداره کشور را برعهده گرفتند مگر چه میانگین سنی داشتند؟ همه زیر 40 سال،‌ سن داشتند اما وزیر، فرمانده لشکر و … بودند. در حال حاضر نظام دانشگاهی کشور معضلات جدی دارد، اما از طرفی هم می‌تواند بهترین مدرسه حکمرانی و تجربه آموزی باشد. پیرسالاران باید به دانشگاه بازگردند و در حوزه مدیریت راهبردی و سیاستگذاری تجارب خودشان را متواضعانه در اختیار اساتید جوان بگذارند. بخشی از جوانان دانشگاهی جزء بدنه هیئت علمی دانشگاه‌ها و حوزه‌ها هستند و بخش دیگر جزء مقاطع تکمیلی. این افراد در کار عملی و تولید پالیسی پیورها می‌توانند بهترین آمادگی را برای بدست گرفتن رسمی قدرت در جمهوری اسلامی داشته باشند. البته این نکته را باید متذکر شوم، جوانی که در دوره تحصیل یا حوزه تخصصی خود نتوانسته است کار راهبردی انجام دهد و تجارب حکمرانی آن حوزه را فرا گیرد؛ نمی‌توانیم حکمرانی مملکت یا حوزه‌های مختلف آن مثل سلامت، مسکن،‌سیاست و … را به آن بسپاریم.

*استانداری‌ها باید به سراغ نخبگان جوان بروند

رفت و آمد پیران باتجربه در دانشگاه‌ها و حوزه‌ها و اندیشکده‌های حکمرانی می‌تواند این مشکل را حل کند. سه نهاد خیلی مهم یعنی حوزه‌ها و دانشگاه‌ها و استانداری ها نقش مهمی در این ماجرا دارند. الخصوص استانداری ها که به نظر من باید مدیران مسن خود را دعوت کنند که در استان خود به سراغ نخبگان جوان بروند. ما چند هزار مدیر استانی داریم که فرض کنید اگر در میان این مدیران میانی و ارشد استان ها جوان گرایی اتفاق بیافتد تازه می توانیم امید داشته باشیم که در سطح کلان و دولت جوان گرایی رخ دهد. اما نهاد سوم که به اعتقاد من می تواند تاثیر ویژه ای در زمینه جوان گرایی داشته باشد سازمان صدا و سیما است. این سازمان و باقی رسانه ها با ایجاد شرایط و روابط گفتگو محور بین بازنشتگان اجرایی و سیاسی و جوانان نخبه می توانند بهترین شرایط را برای آموزش سیاسی در جمهوری اسلامی ایجاد کنند.

می گویند یکی از مهمترین کارکردهای حزب، آموزش سیاسی است که بی تجربه ها را برای جایگزینی خود آموزش می دهد. اما به اعتقاد من ما در ایران هنوز به معنای واقعی حزب نداریم. در این شرایط رسانه ها باید جور احزاب را بشکند و آموزش سیاسی را در کشور جدی بگیرند. حتما مقدمات گفتمانی برای این مسیر واجب است و کلید آن توسط رهبر زده شده است. مردم بخشی از نگرش های فرعی را کنار بگذارند و بپذیرند که یک خدمتگذار جوان بهتر از یک خدمتکار پیر است. مشکلات و مسائل کشور مشکلات متراکم است و ما در شرایط عادی نیستیم زیرا هم عقب ماندگی ها و هم امید و آرمان های زیادی داریم. در حال حاضر جامعه ایران چون مشکلات زیادی دارد نیازمند حضور یک جوان است. یک نیروی جوان خیلی بهتر می‌تواند روابط ایجاد کند و قاطعیت به خرج دهد و روابط هزار فامیل و بدهکاری‌های سیاسی ندارد. البته لازم به ذکر است که این جوان نباید در یک شرایط فاسد سیاسی رشد کرده باشد. یا اینکه نماینده عده‌ای مخفی شده به عنوان حامی پشت سرش نباشد.

مردم بخشی از نگرش های فرعی را کنار بگذارند و بپذیرند که یک خدمتگذار جوان بهتر از یک خدمتکار پیر است. مشکلات و مسائل کشور مشکلات متراکم است و ما در شرایط عادی نیستیم زیرا هم عقب ماندگی ها و هم امید و آرمان های زیادی داریم. در حال حاضر جامعه ایران چون مشکلات زیادی دارد نیازمند حضور یک جوان است. یک نیروی جوان خیلی بهتر می‌تواند روابط ایجاد کند و قاطعیت به خرج دهد و روابط هزار فامیل و بدهکاری‌های سیاسی ندارد.

 

 

 

*گاهی عدم اعتماد به جوانان برای اداره کشور،‌ منفعتی است

این جوان باید حاشیه ها را پشت سر بگذارد و تمام وقت خود را به نحو صحیح برای مدیریت اجرایی پستی که برایش منصوب شده است خرج کند. مهمتر از همه اینها انگیزه و سرمایه اجتماعی بالای نیروی جوان است. که موجب می‌شود در کنار نشاط، اعتماد مردم به آنها نیز جلب شود. ایران کشوری است که بالغ بر 4 میلیون شهروند در حال تحصیل در دانشگاه‌ها و میلیون‌ها فارغ التحصیلان تحصیلات تکمیلی دارد. به همین خاطر باید از این فرصت حسن استفاده را ببریم. جوانان در حال حاضر از کارآمدی مدرک و مطالعاتشان برای حل مشکلات و مسائل کشور ناامید شدند. بخشی از این ناامیدی به خاطر اهمیت نورزیدن به مسئله جوانگرایی بوده است. این اعتماد گاهی اعتماد سیاسی است، یعنی عده‌ای می‌گویند شاید جوانان وفادار به نظام نیستند؛ اما گاهی این بی اعتمادی منفعتی است. یعنی عده‌ای می‌گویند اگر جوان‌ها روی کار بیایند منافع ما تأمین نخواهد شد. یعنی آن مدیر 60 یا 70 ساله حاضر به رها کردن منصب و موقعیت و حتی منافع خود نیست. این دسته از مدیران بیشتر هوای هم نسلی‌های خود را دارند و می‌گویند بیشتر حرف  و زبان هم را می‌فهمیم. به همین خاطر شاهد یک فشار هاله در میان نظام نخبگان اداری و سیاسی کشور هستیم. منظور از فشار هاله این است که می‌گویند اگر نیروی جوان روی کار بیاید و خیلی کار کند بقیه به من می‌گویند تو چرا مثل او کار نمی‌کنی؟ و مورد قضاوت قرار می‌گیرم.

گاهی این بی اعتمادی منفعتی است. یعنی عده‌ای می‌گویند اگر جوان‌ها روی کار بیایند منافع ما تأمین نخواهد شد. یعنی آن مدیر 60 یا 70 ساله حاضر به رها کردن منصب و موقعیت و حتی منافع خود نیست. این دسته از مدیران بیشتر هوای هم نسلی‌های خود را دارند و می‌گویند بیشتر حرف و زبان هم را می‌فهمیم. به همین خاطر شاهد یک فشار هاله در میان نظام نخبگان اداری و سیاسی کشور هستیم.

 

 

 

کار رهبری در این خصوص کار بسیار سختی است، چرا که عزیزانی که سالها در نظام زحمت کشیدند و از بسیاری از فرصت‌های علمی، معنوی و فرهنگی استفاده کردند و احترامی که از جامعه سنتی ما به آنها می‌شود، با گفتمانی که رهبری ایجاد کردند جزو بهاء دهندگان به جریان جواگرایی شده اند. چرا که می‌گویند با وجود سن بالا، بیماری و .. طبیعتا توانایی فعالیت و حجم کار بالا را ندارند.

*جوان گرایی همان تکانه‌ای است که مردم منتظر آن هستند

آغاز جوانگرایی در کشور با قانون وضع کردن نیست، البته که قانون لازمه کار است اما آغاز از گفتمان است. یعنی شما به عنوان یک مدیر ارشد از جوانگرایی نهراسید و آثار جوانگرایی را با آثار پیرگرایی مقایسه کنید و در این میان به این بصیرت برسید که جوانگرایی در شرایط رکود سیاسی جامعه چه تحولی ایجاد خواهد کرد. اثر اجتماعی جوانگرایی در نهادهای انتخابی نسبت به نهادهای انتصابی بیشتر است. زیرا در نهادهای انتصابی برای این دوره یا دوره‌های بعد رأیی گرفته شود یا میزان مشارکت انتخاباتی مردم مورد تأثیر قرار بگیرد ولی در انتخابات برای ما خیلی مهم است که در هر انتخاب مردم به شرکت در انتخابات بعدی تهییج شوند.

اگر به سمت جوانگرایی پیش برویم و مردم احساس کنند که جوان‌ها در بدنه اداره جامعه حضور پیدا کردند در حرکت‌های انتخاباتی نیز موثر خواهند بود. به طور مثال اگر در انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی جوانگرایی پیروز شود؛ انتخابات ریاست جمهوری نیز متأثر از آن خواهد شد. از نظر جامعه شناختی معتقدم که ایده جوانگرایی و گفتمان سازی برای یک رئیس جمهور نهایتا 44 ساله همان تکانه‌ای خواهد بود که مردم منتظر آن هستند.

تسنیم: در ماه‌های اخیر شاهد دعوت چهره‌های سیاسی مختلفی از جوانان برای حضور در انتخابات مجلس بوده‌ایم شما تا چه حد حضور جوانان را در انتخابات پیش رو و برد آنها را قطعی می‌دانید؟

* افراد بالای 60 سال برای کاندید شدن در انتخابات خجالت بکشند

امامی: این احتمال منوط به ترسیم شرایط است. اگر نرفتن به سمت جوان گرایی به عنوان یک ورشکستگی و سقوط و ارتجاع سیاسی قلمداد شود مطمئن باشید که نخبگان سیاسی نیز متأثر خواهند بود. احتمال روی کار آمدن جوانان به اینکه رسانه‌ها چقدر در این خصوص کار کنند نیز بستگی دارد. اگر به من باشد می‌گویم همه رسانه‌های وفادار به نظام باید گفتمان جوانگرایی را تقویت کنند. باید شرایط را جوری ترسیم کرد که افراد بالای 60 سال برای کاندید شدن در انتخابات خجالت بکشند. کشوری که بیش از 20 میلیون جوان دارد و در شرایط زیستی و جمعیتی قرار دارد که بالای 70 درصد جامعه اساسا از دوره پهلوی درکی ندارند. یعنی متولدین سال 50 به بعد هستند. یعنی حدود 6 یا 7 سال داشتند که انقلاب تازه اتفاق افتاده است.  در چنین شرایطی ما نیازمند حضور افرادی هستیم که برخواسته از تجارب 4 دهه اخیر باشند. منظورم از تجربه، تجربه جامعه ایرانی است و آن هم با همه سختی‌ها و خوشی‌هایش. کسانی که می‌خواهند به این فرد رأی دهند محصول بیم و امیدهای این 4 دهه هستند. این بیم امید مسئله ای است که حدود دو سال است وقتم را صرف بررسی آن کرده‌ام و در حال نگارش کتابی تحت عنوان چهل سالگی در بیم و امید هستم.

ما از نظام تربیتی آینده کشور بیم داریم. ما از ماجرای مسکن، شکاف اجتماعی بیم داریم در مقابل آن به نخبگانمان، هویت ملی، قدرت منطقه‌ای ایران که موجب بازدارندگی می‌شود، امید داریم. کسی که بتواند ترکیبی از این بیم‌ها و امیدها را در خود داشته باشد می‌تواند گزینه مناسبی برای اداره کشور باشد.

 

 

در واقع ما نیازمند کسی هستیم که نماد واقعی بیم‌ها و امیدهای 4 دهه اخیر باشد. ما از نظام تربیتی آینده کشور بیم داریم. ما از ماجرای مسکن، شکاف اجتماعی بیم داریم در مقابل آن به نخبگانمان، هویت ملی، قدرت منطقه‌ای ایران که موجب بازدارندگی می‌شود، امید داریم. کسی که بتواند ترکیبی از این بیم‌ها و امیدها را در خود داشته باشد می‌تواند گزینه مناسبی برای اداره کشور باشد.

کسی که می‌تواند نماد واقعگرایی در بیم‌ها و امیدها باشد که خودش همین الان درگیر وضعیت مسکن، تربیت فرزندان، اشتغال جوانان، تورم و … باشد. حال باید پرسید چه کسی این ویژگی را دارد؟ در جواب این سوال باید گفت نخبگان سیاسی، فرهنگی و علمی کشور. این افراد علی رغم جناح‌بندی‌های مختلف سیاسی کشور راحت‌تر می‌توانند نسبت به پیرسالاران به تفاهم برسند. این یک دلیل روانشناختی دارد یعنی اسکیموهایی که پیرسالاران برای خود متصور هستند نسبت به اسکیموهایی که جوانان برای خود تصور می‌کنند قابلیت ترمیم کمتری دارند. شما نمی‌توانید اسکیموی یک مدیر 70 ساله را اصلاح کنید.

ما انتظار داریم در جامعه‌ای که ساختار زبانش و نظم زبان شناختی آن جوان است، پیران سخن بگویند.  در این بحث باید تأکید کنم که در این مسیر حتما نیازمند گفتمان پیران باتجربه نیز هستیم. اما وقتی وارد جزئیات می‌شویم باید با زبان شناختی خودشان با آنها صحبت کرد. منظور من از این زبان شناختی چیز غیر از مفهوم لهجه است. منظور من ساختار زبانی است. مثلا شما می‌بینید که برای نسل فعلی حل مسائل، خارج از رویه‌ها و غیربروکراتیک خیلی راحت‌تر است. اما نسل قبلی فکر می کند بروکراسی وحی منزل است و نمی‌تواند خارج از آن فکر کند و می‌خواهد تغییرات از این راه ایجاد شود. البته همین طرز تفکر بود که باعث شد در دهه 60 جنگ اداره شود. یعنی یک ساختار جوان متناسب با بدنه جامعه روی کار آمده بود که باعث شد فرمانده لشکر جوان باشد و بتواند با سربازان خود به راحتی ارتباط برقرار کند.وقتی مردم در رسانه‌ها شاهد ورود یک وزیر خارجه 34 ساله از اتریش به ایران بودند، واکنش‌های بسیاری به آن نشان دادند که این نشان می‌دهد جامعه آمادگی ایجاد این سوال بزرگ را دارد که جوانان زیر 44 سال ما کجا هستند؟ که ما هرچه تصویر در رسانه‌ها مشاهده می‌کنیم افراد متوسط بالای 60 سال هستند.

وقتی مردم در رسانه‌ها شاهد ورود یک وزیر خارجه 34 ساله از اتریش به ایران بودند، واکنش‌های بسیاری به آن نشان دادند که این نشان می‌دهد جامعه آمادگی ایجاد این سوال بزرگ را دارد که جوانان زیر 44 سال ما کجا هستند؟ که ما هرچه تصویر در رسانه‌ها مشاهده می‌کنیم افراد متوسط بالای 60 سال هستند.

 

 

مردم در مورد نسلهای قبل که زحمات بسیاری برای کشور کشیده‌اند و ما دست آنها را می‌بوسیم اساسا ذهنیتی برای کارآمدی ندارند. مردم انگار نسبت به راه حل‌هایی که پیران جامعه ارائه می‌کنند سر شده‌اند و امیدی به اثربخشی آنها ندارند. اما تا می‌بینند جوانی روی کار امده است هجمه‌ای از خوش بینی به سمت آن ایجاد می‌شود. دلیل این تفاوت این است که ما جامعه متوسط جوانی داریم و باید ولو به عنوان امری که انتخاب بین بد و بدتر است به این انتخاب بد تن در دهیم که البته به نظر من جوانگرایی چیزی فراتر از این است. ما به جز جوانگرایی گزینه دیگری برای تکانه در میان جامعه و مردم نداریم. مثلا شما بگویید اصلاح طلبان خوب کار می‌کنند پس دوباره روی کار می‌آیند اما به نظر من آنها ورشکسته شده‌اند. مثلا می‌خواهند چه کسی را به عنوان کاندید معرفی کنند و چه می‌خواهند بگویند؟

تسنیم: مردم زمانی به یک کاندیدای ریاست جمهوری با شعار عدالتخواهی رأی دادند و زمانی دیگر به واسطه شعار اعتدال به یک نامزد دیگر اما از هیچ یک کارآمدی که انتظار داشتند را مشاهده نکردند. در واقع وعده‌هایی که باید عملی می‌شد عملی نشد و مردم ناامید شدند. حال به نظر شما که در این بین اصلاح طلبان اصولگرایان امتحان خود را پس داده اند جوانی که باید روی کار بیاید آیا باید به این جناح‌ها وابسته باشد یا به صورت مستقل در میدان حاضر شود؟ در جامعه ایران بحث اعتبار منبع و اینکه پشت نامزد انتخاباتی چه کسانی حامی هستند همیشه وجود داشته است.

*جوانان بر روی دوش مدیران پیر پا به عرصه نگذارند که بعدا وامدار آنها خواهند شد

امامی: اینکه در فرهنگ سیاسی و خلقیات ما موضوع اعتبار منبع و اعتبار تأیید کننده وجود دارد را رد نمی‌کنم. به همین خاطر است که عرض کردم رسانه‌ها باید تبعیض مثبتی برای قشر جوان در جامعه قائل شوند. این تبعیض مثبت به منزله تشویق جوانان برای حضور مستقل در عرصه‌های مدیریتی کشور است. نه اینکه بر روی دوش پیرسالاران و مدیران پیر پا به عرصه بگذارند و بعدا وامدار آنها شوند. در این صورت ما شاهد یک تجربه تلخ و قطع امید مردم از جوانان خواهیم بود. منظور من از تبعیض مثبت به منزله پول دادن به رسانه‌ها برای تبلیغ جوانان نیست بلکه همین گفتمان سازی میان جوانان موجب دیده شدن هرچه بیشتر آنها در جامعه خواهد بود.  اما در شرایط سیاسی فعلی حنای نخبگان سیاسی قبلی رنگی ندارد و باید به این نخبگان که دارای مرجعیت و وجاهت اجتماعی هستند قبولاند که از جوانان حمایت بدون انتظار انجام دهند. اگر دلسوز نظام هستند باید از جوانان حمایت کنند.

مثلا اگر عالمی ترجیح می دهد از کاندیدهای مجلس شهر خود حمایت کند، ترجیح خود را بر روی حمایت از گزینه های جوان بگذارد به جای اینکه از نامزدهایی حمایت کند که در چهار دوره قبلی مجلس حضور داشته اند. کسی که چهار دوره در مجلس بوده و نتوانسته کاری برای مردم انجام دهد الان برای چه دوباره کاندید شده است؟ میانگین سنی مجلس فعلی بالای صت سال است و با همه این حرف ها در باب جوان گرایی شاید مجلس آینده ترکیبی از  شصت چهل ها باشد.

شکل گیری یک دیده بان جوان گرایی در نظام می تواند جوان گرایی حلیه گرانه را از صادقانه تفکیک کند. وقتی این دیده بانی بتواند جوان گرایی مسموم را شناسایی کند مورد اقبال مردم نیز قرار خواهد گرفت. البته رسانه های متعهد نیز در این دیده بانی نقش موثری دارند و به نظر من بزرگترین مسئولیت اجتماعی رسانه ها در عرصه انتخابات تاکید بر جوان گرایی است.

 

 

 

شکل گیری یک دیده بان جوان گرایی در نظام می تواند جوان گرایی حلیه گرانه را از صادقانه تفکیک کند. وقتی این دیده بانی بتواند جوان گرایی مسموم را شناسایی کند مورد اقبال مردم نیز قرار خواهد گرفت. البته رسانه های متعهد نیز در این دیده بانی نقش موثری دارند و به نظر من بزرگترین مسئولیت اجتماعی رسانه ها در عرصه انتخابات تاکید بر جوان گرایی است. ما حتما باید به این سمت برویم که یک جوان مومن انقلابی روی کار بیاید و کسی نگوید ما در بین جوانان کشور همچین گزینه ای نداشتیم لذا از پیرها حمایت کردیم. در این صورت این فرد از  آرمان های  رهبر هیچ چیز نفهمیده است ولو اینکه اصول گرا باشد. اصلاح طلبی که از جوانان حمایت نکند آینده ایران را نفهیده است.

تسنیم: اگر بخواهید یک جواب صریح به نخبگان سیاسی کشور برای اداره کشور و حضور جوانان در عرصه های کلان مدیریتی بگویید آن چه خواهد بود؟ جوانان در این مسیر چه باید بکنند؟

*جوانان در حوزه فعالیت های مدنی بیشتر فعالیت کنند

امامی: فرض کنید گروهی از جوانان نخبه  در موضوعی از موضوعات نظام اندیشکده ای را تاسیس می کنند و آنجا مرتبا ایده، راهبرد و راه حل ارائه دهند و در فضای مجازی منتشر کنند. در حال حضر در ادبیات حکم رانی این موضوع مطرح است که آیا این نخبگان سیاستی می توانند به جامعه سیاستی تبدیل شوند یا نه. نخبگان سیاستی فرقشان با جامعه سیاستی این است که صندلی ندارند. اما اینکه جامعه می گوید تو چی کار کردی که حالا می خواهی دولت و کشور را داره کنی؟ این جاست که آن جوان می تواند بگوید من در مورد ده یا بیست مساله مهم کشور در اندیشکده، پایان نامه،‌ تحقیقات،‌کلاس درس و … کار کرده ام و برای همه آنها راه حل ارائه داده ام. کسانی که صندلی ندارند می توانند در اندیشکده ها مفصلا حرف بزنند و روزی به صندلی خواهند رسید و آن وقت می توانند حل مسئله را به عنوان جامعه سیاستی مستقیم پیگیری کنند.

یکی از مشکلات جدی ما این است که تمرین کمی در حوزه  فعالیت مدنی داریم. یعنی حتی اگر دولت روی خوشی به من نشان نداده است، من برای حل مشکل مسکن یا توسعه فناوری و … راه حل ارائه دهم. رسانه‌ها می توانند در  مسیر فعالیت مدنی و تمرین انجام آن را تضمین کنند. اینکه رهبر همیشه بر روی سیاسی ماندن دانشگاه ها تاکید داشته اند یعنی جوانان ما بر سر امور سیاستی کشور صحبت کنند. مثلا بر روی بحث حجاب یا موسیقی در دانشگاه ایده جایگزین ارائه دهند و بگویند ایده مدیران پیر دانشگاه یا وزارت علوم این است،‌ ایده من هم این است؛ اگر مردم به من رای دهند آن را اجرایی می کنم اگر رای ندهند به مسیر ارائه راه حل خود را ادامه می دهم. جوانان در این مسیر خود را معطل دولت کرده اند و به نظر من باید به صورت خودجوش حرکت خود را آغاز کنند.

انتهای پیام/

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *